نمی دونم که کدوم دل، منو از یادت تو برد
خاطرات خوبمون رو به تن قصه سپرد

نمی دونم با کدوم حرف از من آزرده شدی
با کدوم باد خزونی، زرد و پژمرده شدی

که من از فاصله ها دلتنگم
تو با من دو رنگی من یکرنگم

که من از دوری تو میمیرم
روز و شب با عشق تو درگیرم

مریض عشقم به خدا علاج من محبته
خاطره ای که موند واسه م تلخی این رفاقته

ارزش دوست داشتن من، دروغ و مکر و حیله بود
دل غریب من و تو مثل دو هم قبیله بود




پنج‌شنبه 04 دی 1404 | 16:08 | wantedboy | ارسال نظر(0)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران