تورا چند لحظه ای در خواب دیدم شبیه نور ، مثل ماه دیدم

 

تورا در هاله ای از نور پیچیده بودند لباسی از حریر پوشیده بودند

 

مرا در برکه کوچک ولی سبز کنار تک درختی بسته بودند

 

تورا دیدم صدایت میزدم من ولی کلا صدایم بسته بودند

 

کنار تک درختی خشک مرده خودم بی جان بی حال عین مرده

 

تورا با حاله هات از من ربودند تو رابردند دلم رو سوزوندن

کنار برکه بودم ام تشنه

همجا سبز بود بی فرشته



سه‌شنبه 16 شهریور 1389 | 00:36 | wantedboy | ارسال نظر(0)
صفحه قبل1...111213صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران