چه زیباست نوشتن ، وقتی میدانی او میخواند
چه زیباست سرودن ، وقتی میدانی او میشنود
و چه زیباست دیوانگی به خاطر او ، وقتی میدانی او میبیند . . .
هركي امد تو سه روزي از دلم بازيچه اي ساخت
دلمم مثل عروسك ساده بود دل به دلش باخت
اگه ميخواستي كمك كني الان وقتشه بود كجايي
نمیتونم نمیتونم
نمیتونم فراموش کنم نمیتونم
خدایا چرا چرا
دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم گرفــتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
دلم گرفته فکرکنم مردن آخرین راه باشه برای فراموش کردن برای تموم شدن این
بد بختی ها حالم داره از خودم بهم میخوره یعنی انقدر بی عرضه ام که هیچ کاری نمیتونم بکنم
کاش میتونستم یک کاری بکنم بیشتر از همه دور بریام دارن حالم میگرین
همین الان هم هی میان سرک میکشن ببینن دارم چیکار میکنم ای خدا خسته شدم
من نمیتونم بگم هیچی نشده نمیتونم بگم حالم خوبه میدونم باید فراموش کنم که چی شده
ولی با کوچک ترین نا راحتی یادم میاد شاید همنجور که توی یک وبلاگ نوشته بود باید ولش میکردم
ولی اون موقع فکر میکردم اگه کاری نکنم از دستش میدم خودم ضایع کردم گفتم دوست دارم
کاش نمی رفت کاش داشتمش اونوقت حدقل میدونستم یکی هست که دوسش دارم اونم دوسم داره
نگید این خوله این چرت پرت ها چیه این دیونه هر چند وقت میاد می نویسه
من اینا رو مینویسم تا مشت به در دیوار نزنم و به این اون نپرم یادمه یکی گفت به وب مثل دفتر خاطرات نگاه کن
نمیدونم فکرکنم تو دفتر خاطرات این چرت پرتا رو هم مینویسن

کاشکه تو روسرنوشت ازم نگیره میترسه دلم بعد رفتنت بمیره اگه خاطره هام یادم میار تو رو
لااقل از تو خاطره هام نرو کی مثل من واسه تو قلب شکستش میزنه آخه کی واسه تو مثله منه؟
بمون دل من فقط به بودنت خوشه منو فکر رفتنه تو میکشه
لحظه هام تباهه بی تو زندگیم سیاهه بی تو نمیتونم
بمون دل من فقط به بودنت خوشه منو فکر رفتنه تو میکشه لحظه هام تباهه بی تو
زندگیم سیاهه بی تو نمیتونم کاشکه تو رو سرنوشت ازم نگیره میترسه دلم بعد رفتنت بمیره
اگه خاطره هام یادم میارن تو رو لا اقل از تو خاطره هام نرو
کی مثل من واسه تو قلب شکستش میزنه آخه کی واسه تو مثله منه؟
بمون
دل من فقط به بودنت خوشه منو فکر رفتنه تو میکشه
لحظه هام تباهه بی توزندگیم سیاهه بی تو نمیتونم
رگ خواب این دل تو دست تو بوده ترک های قلبم شکست تو بوده
منو با یه لبخند به ابرا کشوندی با یک قطره اشکت به آتیش نشوندی
مدارا نکردی با دلواپسیم و ندیده گرفتی غم بی کسیم و با این آرزویی
که بی تو محاله یه شب خواب آروم فقط یک خیاله چقدر حیفه این عشق
همینجور هدر شه یکی از من و تو بره در به در شه بره در به در شه
باید سر کنم با همین جای خالی حالا تو نبودم بگو در چه حالی
مدارا نکردی با دلواپسیم و ندیده گرفتی غم بی کسیم و
با این آرزویی که بی تو محاله یه شب خواب آروم فقط یک خیاله

نمیدونم چی بگم
ماه رمضون هم اومد ماه درد حسرت
حسرت اون روزهایی که یک فرشته داشتم اون فرشته همه چیزم بود همه چیز داشتم ولی هیچ چیز نداشتم
حسرت دیدن و راه رفتن بدون ترس وحشت حسرت روز هایی که حالا همش بغض توی گلوم شده
شد یک سال یک سال پر از اشک و غم و غصه یک سال که فرشته من رفته رفت و دیگه
ندیدمش رفت و صداش نشنیدم نمیدونم کجاست حتی نمیدونم حالش خوبه یا بد
یک سال با فکر کردن به حرفهاش و بیاد آوردن جهرش گذشت
نمیدونید چقدر دردناکه حتی نمی تونم چهرش به خوبی بیاد بیاری
تمام چیزی که ازش مونده یک دست بنده فکر میکنید این برای یک سال دیگه هم بس باشه
چقدر باید صبر کرد چقدر باید چقد بایدعاشق بود چرا باد یک فرشته چنین کاری بکنه مگه فرشته هم دل میشکنه
کاش فقط می شکست ولی اون دلم شکست برد نمیدونم چه جوری ولی رفت دیگه برنگشت با این حال بااین همه
خستگی با این همه تنهایی اگه کسی فرشته من دید بهش بگین بگین هنوزم جاش خالیه تو خونم
بگین هنوز داد میزنم برگرد دردت به جونم .
تو همون رويايي من پر از مجنونم من دماوندم که پاي تو مي مونم
عمريه بي حرکت پيش چشمت کيشم تيشه بر مي داري بي ستون سر مي شم
با تو دل مي بردي با تو ترکش خوردي از کسي پنهون نيس واسه هم مي مرديم
تا دلت مي لرزه از خودم کم مي شم تو خودت مي ريزي بي صدا بم مي شم
خون دل خوردي تا قد اين دريا شم چشمه ها ديدن تا من خليجت باشم
تو هنوزم ازکوچ منو مي ترسوني من همه دنياتم چي ازم مي دوني
کول بار غربت لايق شونه ت نيست نرو از آغوشم
هيچ کجا خونه ت نيست
.: Weblog Themes By Pichak :.

