واسه ی دیدن بارون اشکات
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطره هاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
واسه دیدن ساحل چشمات
همه ی دار و ندارمو میدم
واسه ی شادی قلبت عزیزم
همه ی احساس تو قلبمو میدم

یکشنبه 15 خرداد 1390 | 15:19 | wantedboy |
ارسال نظر(0)
.: Weblog Themes By Pichak :.